دلتنگ امام رضا (ع)
سلام جوجوی مامان خوبی جیگرم میدونی چیه از خیلی وقت پیش من و بابایی تصمیم گرفتیم وقتی دنیا اومدی ایشالله بعد از چهلمت اگه قسمتون بشه با هم دیگه سه تایی بریم خدمت آقا امام رضا ، عزیزم شما هم دعا کن قسمت بشه آخه دلمون خیلی هوای اونجا رو کرده وقتی تو تلوزیون عکس گنبدشو میبینم اشک تو چشمم حلقه میزنه 3 یا 4 سالی میشه نرفتم بابایی هم نتونسته بره بابایی بیشتراز من دوست داره بره براش دعا کن قسمت بشه با هم بریم
این شعر قشنگ هم که درباره امام هشتم شیعیان برای گروه سنی کودکان سروده شده
هر چه خدا میخواست از او
راضی به فرمان خدا بود
بر هر بلایی بود راضی
از این سبب نامش رضا بود
در دوستیها بیریا بود
با هر کسی او مهربان بود
گنجشکها را دوست میداشت
با شیر و آهو مهربان بود
او آفتابی داشت در دل
روشنتر از خورشید روشن
میگفت او که: «بهترین دوست
عقل است و نادانی است دشمن»
ایران پر از نور است با او
در مشهد است آرامگاهش
نامش برای ما عزیز است
در پیش ما زنده است راهش
السلام علیک یا علی بن موسی الرضا




دلتنگ امام رضا (ع) 







